گفتگوی بابك حقیقیراد با ابراهیم توفیق
دكتر ابراهیم توفیق در سال 1338 در شهر آبادان متولد شده است. وی تحصیلات دانشگاهی خود را در كشور آلمان گذرانده و دكترای خود را در رشته جامعهشناسی از دانشگاه فرانكفورت دریافت كرده است. تخصص اصلی او «جامعهشناسی سیاسی» است و در رابطه با جامعهشناسی تاریخی در ایران نیز بررسیها و مطالعات قابل توجهی را انجام داده است. او بیش از سه سال است كه پس از بازگشت از آلمان در دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تدریس میكند و در همین مدت كوتاه به دلیل نگاههای جدید و انتقادی در حوزه جامعهشناسی در میان دانشجویان از محبوبیت فراوانی برخوردار شده است.
آقای دكتر، شما به عنوان كسی كه بهتازگی از كشور آلمان به عنوان یك كشور غربی صاحب علم وارد ایران شدهاید، چه تحلیلی از وضعیت نظام آكادمیك ایران در حوزه علوم انسانی و اجتماعی دارید و در مقام مقایسه با محوریت موضوع پژوهش چه مسائل و شاخصهایی را بیشتر مورد تاكید و توجه قرار میدهید؟
زمانی میتوان چنین قیاسی را انجام داد كه بر مسئله پژوهش در هر دو حوزه آكادمیك ایران و آلمان اشراف كامل داشت. من چنین ادعایی ندارم. صرف تحصیل در كشوری همچون آلمان به معنای اشراف بر ویژگیهای پژوهش در این كشور نیست. آنچه من به طور شخصی و در نتیجه تجربه دریافتهام، این موضوع است كه پژوهش در آلمان دارای سنتی دیرینه است كه نیاز به توضیح ندارد. این سنت پژوهش در جامعهشناسی در غرب نیز جایگاه خاص و روشنی دارد. وجود نهادهای علمی و پژوهشی در كشورهای غربی چه در حوزه آموزش و چه در حوزه خارج از آموزش آنچنان گسترده هستند كه توسعه علم به معنای اخص كلمه را امكانپذیر كردهاند. در این كشورها مكاتب مختلف با رهیافتهای متفاوت در حوزه علم و پژوهش علمی فعال هستند و نوع دریافتی كه ما در ایران از موضوع پژوهش داریم دارای تفاوتهای بسیاری است با آنچه در كشورهای غربی همچون آلمان، فرانسه و انگلیس اتفاق میافتد. به این معنا با تجربه محدودی كه من داشتهام، قیاس بین پژوهش در نظام آكادمیك ایران و كشورهای غربی قیاسی معالفارق است.
گزارش زیر را خانم ناژین صفوی مقدم از نشستی گروه جامعه شناسی معرفت انجمن جامعه شناسی تهیه کرده است. این گزارش در روزنامه ی ایران (۹ بهمن ۱۳۸۷) چاپ شده است: (نسخه ی HTML و نسخه ی PDF)

هدف اصلى برگزارى نشست «بررسى مسائل اساسى جامعه شناسى شناخت» كه هفته پيش، به همت گروه جامعه شناسى علم و معرفت انجمن جامعه شناسى ايران برگزار شد، بررسى وضعيت جامعه شناسى شناخت در جامعه و نيز بررسى چگونگى امكان تحقق اين نوع جامعه شناسى بود كه با سخنرانى و نظريه پردازى استادان، دكتر منوچهر آشتيانى، دكتر محمدعلى مرادى و دكتر ابراهيم توفيق در محل دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران پى گرفته شد.
سرآغاز بحث پيرامون شناخت بحث هايى معرفت شناسانه است كه اين روند شناخت و شناسايى در علوم مختلف چه در فلسفه، روان شناسى و چه در جامعه شناسى دنبال شده است. آنچه از بحث هاى اين جلسه به دست آمد شايد به بسيارى از گمانه زنى هاى متداول ما خاتمه داد و دنياى روشن تر يا شناخت عميق ترى پيش روى ما قرار داد.
متن زیر ابتدا در روزنامه ی اعتماد ملی چاپ شده است و بعد از آن سایت باشگاه آن را بازنشر داده است. این متن گزارشی است از سخنرانی "چیستی جامعه شناسی تاریخی" که در انجمن جامعه شناسی ایران (در آذر ۱۳۸۷) ارائه شده است.
ابراهيم توفيق، استاد جامعهشناسي دانشگاه علامه طباطبايي معتقد است كه نهتنها در ايران به جامعهشناس تاريخي خيلي كم پرداخته شده و متن قابل توجهي در مورد آن وجود ندارد، بلكه به يك معنا <جامعهشناسي تاريخي> در ايران وجود ندارد. او اين اظهارات و نتيجهگيريها را در نشست <چيستي جامعهشناسي تاريخي> كه توسط گروه علمي تخصصي جامعهشناسي تاريخي در سالن كنفرانس انجمن جامعهشناسي ايران برگزار شد، ارائه كرد. او همچنين گفت كه جامعهشناسي ايران و بهخصوص جامعهشناسي تاريخ ايران هنوز در جايگاهي نيست كه بتوان توفيق در ابتدا با بيان اينكه بحث <استبداد تاريخي> همايونكاتوزيان يكي از نمونههاي برجستهاي است كه تحتعنوان جامعهشناسي تاريخي ايران به آن نگاه ميشود، گفت: <من ميخواهم نشان بدهم اين گونهاي از جامعهشناسي تاريخي است كه ما نياز داريم از آن عبور كنيم وگرنه، جامعهشناسي تاريخي در ايران شكل نميگيرد.>
گزارش سخنرانی دکتر توفیق در دومین کنفرانس "انقلاب مشروطه" با عنوان "تاريخنگاري مشروطه، شرايط امتناع انقلاب مشروطه و ضرورتهاي جديد" را خبرگزاری ایسنا تهیه کرده است که در زیر می بینید.
دكتر ابراهيم توفيق گفت: ما نبايد مواد تاريخي خود را از منظر شرقشناسي نگاه كنيم، ما مواد تاريخي خنثي نداريم و مواد تاريخي امروز ما متعين و داراي سمت و سو و شرقشناسانه هستند، در نتيجه ما بايد مادهي تاريخي خود را بسازيم.
به گزارش خبرنگار تاريخ و انديشه ايسنا، اين استاد دانشگاه كه در دومين كنفرانس انقلاب مشروطه با عنوان "تاريخنگاري مشروطه، شرايط امتناع انقلاب مشروطه و ضرورتهاي جديد" در دفاع از انديشه سيدجواد طباطبايي سخن ميگفت، اظهار كرد: طباطبايي تاريخنگار نيست و نبايد از او چنين انتظاري داشت.
وي افزود: اين گونه تفكر ما را از آنچه او تلاش ميكند بگويد منحرف ميكند. ما در شرايط امكان تاريخنگاري نيستيم كه بتوانيم طرح اينگونه مسائل را انجام دهيم. طباطبايي به مشكلي اشاره ميكند كه بر سر راه تاريخنگاري ماست؛ اگر چه ميتوان گسستي در كارهاي او يافت، اما ظرفيتي در كارهاي او وجود دارد كه در شرايط امتناع ميتوان گفت ايشان كار بزرگي كردهاند.
مقاله ی مدرنیسم و شبه پاتریمونیالیسم (تحلیلی از دولت در عصر پهلوی) اثر دکتر ابراهیم توفیق در شماره ی 1 (دوره ی 7 بهار 1385) مجله ی جامعه شناسی ایران چاپ شده است. برای تهیه ی این مقاله به سایت نورمگ مراجعه کنید.
گزارشی از روز پایانی همایش «روششناسی مطالعات فرهنگی» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (اسفند ۱۳۸۷)

دومین روز از همایش «روششناسی مطالعات فرهنگی» چهارشنبه 14 اسفندماه، با هدف طرح مباحث و مسایل روششناختی در حوزه مطالعات فرهنگی و با سخنرانی استادان دانشگاههای کشور در دانشکده علوم اجتماعی برگزار شد. در روز این همایش، محمدرضا تاجیک، محمد رضایی، حسین میرزایی، محمد سعید ذکایی، ناصر فکوهی و ... به سخنرانی پرداختند و روز دوم نیز با حضور مسعود کوثری، غلامرضا کاشی، ابراهیم توفیق، نعمتاله فاضلی همراه بود. با اینحال میزگرد پایانی همایش که بنا بود بحثی میان حسین کچوئیان و یوسف اباذری باشد، برگزار نشد.

یکی از دانشجویان دکتر توفیق در وبلاگ شخصی خود متنی را درباره ی ایشان نوشته اند. برای مطالعه ی متن می توانید به این آدرس سر بزنید.
گزارش زیر از یک نشست در گروه جامعه شناسی صنعت انجمن جامعه شناسی تهیه شده است. این نشست مربوط به آبان سال ۱۳۸۴ است.
مدرنیسم و شبه پاتریمونیالیسم در ایران

عنوان یکی از نشستهای اخیر گروه علمی ـ تخصصی جامعهشناسی صنعت در انجمن جامعهشناسی ایران ”مدرنیسم و شبه پاتریمونیالیسم در ایران“ اعلام شده بود. در این نشست دکتر ابراهیم توفیق با مروری تاریخی بر شکلگیری مدرنیسم در ایران و غرب این گونه نتیجه گرفت که ساختار حکومتی ایران در دوران معاصر به ویژه در زمان حکومت پهلوی ساختاری شبه پاتریمونیال بوده است.
او در ابتدای سخنرانی خود که در سالن کنفرانس انجمن برگزار شد، دغدغه اصلی خود را از پژوهشهایی که در این زمینه انجام داده، دستیابی به چارچوبی نظری ـ مفهومی معرفی کرد که به وسیله آن نظریهپردازی درباره دولت معاصر در ایران تا حدی امکانپذیر باشد. او گفت که با تئوریهایی که جامعه ایران را در دوران گذار بین سنت و تجدد ارزیابی میکند، موافق نیست؛ بلکه معتقد است که دوران مدرنیته که ما در آن هستیم از آغاز یک پدیده جهانی بوده است. شکلبندی اجتماعی-تاریخی بر آمده از گسست آغازین مدرنیته از جامعه- تیپهای متمایزی تشکیل شده که با وجود تفاوت های ماهوی شان بر یک سری ویژگیهای ساختاری مشترک استوارند.
متن زیر گزارشی است از سخنرانی های دکتر توفیق و دکتر مرادی در گروه جامعهشناسی علم و معرفت انجمن جامعه شناسی در اسفند ۱۳۸۷.

شرایط امکان یا امتناع علوم انسانی با توجه به وضعیت ایران
چندی پیش نشستی در گروه جامعهشناسی علم و معرفت انجمن جامعهشناسی ایران برگزار شد که طی آن، شرایط امکان یا امتناع علوم انسانی با توجه خاص به وضعیت ایران، مورد بررسی قرار گرفت. در این جلسه، دکتر محمدعلی مرادی و دکتر ابراهیم توفیق به سخنرانی پرداختند. گزارشی از آن را در زیر می خوانید.
آشفتگی آکادمی در ایران
دکتر محمدعلی مرادی نخستین سخنران این میزگرد بود که بحث خود را با طرح این پرسش که "علم در چه شرایطی امکانپذیر است؟" آغاز کرد و برای پاسخ به این سؤال، به بررسی مؤلفههای علم به معنای جدید در غرب پرداخت. او گفت: از گذشته، تلاش بر آن بوده که برای همه چیز مبنا پیدا شود. به همین دلیل، برخی مبنا را آب، هوا و آتش گذاشتند ولی ارسطو که او را پایهگذار علم، یا به تعبیری متافیزیک، میدانند؛ مبنا را متحرک و غیرمتحرک تعیین کرد و بدین وسیله، کار خود را در چارچوب تئولوژیک پی گرفت. بعدها دکارت مبنا را از امر الهی به مفهوم "منِ اندیشمند" تغییر داد. با ایجاد این تغییر در مبنا که تا حد زیادی با تأثیرپذیری از علم مکانیک رخ داده بود، سنت فلسفی جدیدی جایگزین متافیزیک ارسطویی شد که پایه علوم جدید قرار گرفت و بستر فرهنگی خاصی را به وجود آورد.
در زیر گزارش همایشی می آید که در اردیبهشت 1387 در دانشگاه تهران برگزار شد.

آخرین میزگرد روز اول همایش کنکاشهای مفهومی و نظری درباره جامعه ایران، "چالشهای نظریه اجتماعی" نام داشت که با مدیریت دکتر قانعیراد برگزار شد. نخستین سخنران این میزگرد، از جمله کسانی بود که به تبیین یک نظریه خاص و کاربردهای آن در جامعه ایران پرداخت. دکتر محمدعلی زکی عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق بحث خود را با عنوان "کاربرد نظریه مبادله اجتماعی در تحقیقات جامعهشناختی ایران" ارائه داد و طی آن به دو مورد جامعهشناسی سازمانها و جامعهشناسی جهانگردی پرداخت. او در بحث خود توضیح داد که چگونه مصداقهای مباحث مبادله اجتماعی در جامعهشناسی سازمانها، نسبت فرد با سازمان را در بحث تعهدات سازمانی و حمایت و عدالت سازمانی مشخص میکند.
به نقل از سایت انجمن جامعه شناسی ایران: دکتر ابراهیم توفیق عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، به عنوان یکی از صاحبنظران مطرح حوزه جامعهشناسی تاریخی شناخته شده است. به منظور بررسی بیشتر مفاهیم نظری و مفهومی در این حوزه، از او خواستیم که ضمن ارائه توضیحاتی درباره مقالهای که به همایش کنکاشهای مفهومی درباره جامعه ایران ارائه کرده، به دو سوال ما پاسخ گوید: "آیا شما به عنوان یک متفکر اجتماعی نظریه خاصی را درباره جامعه ایران مطرح میکنید؟" و "به نظر شما برای گسترش و توسعه نظریه اجتماعی ایران چه باید کرد؟" دیدگاه وی را در این خصوص در زیر میخوانید:
به اعتقاد من، با توجه به اینکه ما در شرایط امتناع تأسیس علوم اجتماعی در ایران قرار داریم، امکان طرح نظریه خاص درباره چیستی جامعه ایران معاصر وجود ندارد و ایجاد شرایط امکان علوم اجتماعی به ناچار از مسیر "نقد ایدئولوژی" عبور میکند. به همین مناسبت، من در مقاله ارائه شده برای همایش پیشارو به بررسی انتقادی سنخ شناسی نظریهپردازان از جامعه ایران میپردازم و در پایان، چارچوبی نظری برای بررسی جامعه معاصر ایران ارائه میدهم که به هیچ رو از آن به عنوان "نظریه خاص" نمیتوان نام برد، بلکه باید در خدمت ایجاد امکان نظریهپردازی درباره ایران قرار گیرد.

"بحران علوم اجتماعی در ایران و گفتمان پسااستعماری" عنوان نشستی بود که در روز هشتم اسفند ماه سال 1386 به همت گروه علمی- تخصصی مطالعات فرهنگی انجمن جامعهشناسی ایران برگزار شد و طی آن دکتر ابراهیم توفیق مدرس دانشگاه علامه طباطبایی به سخنرانی پرداخت.
وی در آغاز سخنان خود، ابتدا به مساله وجود بحران در علوم اجتماعی ایران پرداخت و در این باره گفت: به نظر من از یک زاویه، چندان نمیتوان از بحران علوم اجتماعی در ایران سخن گفت، چرا که بحران در جایی بروز پیدا میکند که در آنجا مبنایی وجود داشته باشد و آن مبنا مورد پرسش قرار گیرد و در پاسخ به این بحران است که مبانی جدیدی به وجود آمده یا مبانی قدیمی اعتبار خود را دوباره به دست میآورند. این در حالی است که علوم اجتماعی ما اساساً چنین مبنایی ندارد. با این وجود، من باز از بحران صحبت میکنم چرا که معتقدم علوم اجتماعی در ایران تا به حال توان این را نداشته که امکان فهم واقعیت را به وجود آورد. در واقع، از آنجایی که امر اجتماعی موضوع پژوهش ما نیست، تلاشی هم برای فهم واقعیت موجود در آن صورت نمیگیرد و این شرایط وضعیتی را به وجود میآورد تا در آن، به قول سید جواد طباطبایی از امتناع سخن بگوییم. در واقع در اینجا من بحران را با این مفهوم ساده در نظر میگیرم که علوم اجتماعی در ایران امکان فهم واقعیت اجتماعی را برای ما فراهم نمیکند و قصد دارم به دلایل مربوط به آن بپردازم. در واقع، اشکال بروز این بحران مشخص و قابل لمس است و من در این جلسه به آن نمیپردازم بلکه میخواهم فرضیهای درباره چرایی بروز بحران در علوم اجتماعی به یک معنا و یا به قولی پیدایش شرایط امتناع مطرح کنم. برای این منظور، در قسمت دیگری از بحث خود، اشاراتی به گفتمان پسااستعماری دارم تا ببینیم آیا مفاهیم این حوزه امکان طرح بهتر مسأله را به ما میدهد یا نه.
متن زیر گزارش یک نشست در گروه جامعه شناسی صنعت انجمن جامعه شناسی است که در سایت انجمن موجود است. این نشست در پنجم آذر 1385 برگزار شده است.

گروه علمی- تخصصی جامعهشناسی صنعت انجمن، چندی است که در میان موضوعات حوزهی تخصصی خود، برخی مباحث کلی قابل طرح در علوم اجتماعی را نیز مورد توجه قرار میدهد. یکی از نشستهای اخیر این گروه به موضوع "جامعهشناسی تاریخی" اختصاص داشت که طی آن دکتر ابراهیم توفیق، به ارائهی نظرات خود و بحث در این خصوص پرداخت.
وی در ابتدای سخنانش، با اشاره به اهمیت موضوع جامعهشناسی تاریخی، از ضرورت تأسیس گروهی با این عنوان در انجمن جامعهشناسی ایران گفت و ابراز امیدواری کرد که بتواند در کنار دیگر علاقمندان به این حوزه، برای این منظور اقداماتی را صورت دهد.
یادداشت زیر از وبلاگ خدای من به شرح یک سخنرانی از دکتر توفیق می پردازد.
اشاره:
از سلسله جلسات بازخوانی جامعه شناسی آلمان، که توسط حلقه جامعه شناسی چارسوق اندیشه برگزار می شود، یک نشست به جامعه شناس کمتر مشهور آلمانی نیکلاس لومان اختصاص داشت که در جامعه شناسی امروز جهان، تاثیراتی قابل توجه داشته است. دکتر ابراهیم توفیق تحصیل کرده دانشگاه فرانکفورت آلمان و استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه در ۶دی ماه ۸۵ درباره "نیکلاس لومان" سخنرانی کرد که در ادامه گزارشی آزاد از این بازخوانی ارائه می شود.

لومان و نظریه سیستم ها system theory))
بازخوانی آرای نیکلاس لومان Niklas Luhmann(1988 – 1927) جامعه شناس متاخر آلمانی که تئوری سیستم های او در پی نظریه ساختی – کارکردی مطرح است، با این مقدمه آغاز شد که وی و اندیشه هایش مورد انتقادات فراوانی واقع شده و البته آرای او چندان هم برای جامعه ایران، کارکردی نیست. اما از یکسو وی شاگرد ((تالکوت پارسونز)) بوده است و نظریه کارکردی او را بسط داده و نیز از آن حیث که ما هماره تنها سوالات و علایق خویش را از اندیشمندان مطرح کرده و به طور سلیقه ای با آنان برخورد کرده ایم، لذا بازخوانی لومان بدون پیش فرضهای اینچنینی و نیز در قیاس با اندیشه های پارسونز چندان خالی از لطف هم نیست.

کتاب اصلی دکتر توفیق به زبان آلمانی در سال 2000 میلادی چاپ شده است. این کتاب با عنوان Modernisierung und postkoloniale Herrschaft in Iran توسط موسسه ی انتشاراتی Iko-Verlag für Interkulturelle Kommunikation روانه ی بازار شد است.
مرتبط: تهیه ی کتاب از آمازون